ترجمه "surowica" به فارسی
خونابه, سرم, سرم بهترین ترجمه های "surowica" به فارسی هستند.
surowica
Noun
noun
feminine
دستور زبان
biol. przesącz osocza krwi [..]
-
خونابه
nounPoziom bilirubiny i surowic białkowych jest w normie.
سطح بيلى روبين و پرتئين خونابه طبيعيه bilirubin:
-
سرم
nounUgryzł go zombie, któremu wcześniej podano nowy typ surowicy.
اون توسط يه موجودي که با سرم جديد تکامل يافته بود گاز گرفته شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " surowica " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Surowica
-
سرم
Surowica z laboratorium w paterson dotrze najszybciej za 3 dni.
حداقل سه روز طول ميکشه تا سرم از پترسون برسه اينجا
عباراتی شبیه به "surowica" با ترجمه به فارسی
-
آنتيسرم · سرم ایمنی · سرم بيشايمن · سرمدرماني
-
آنتيسرم · سرم ایمنی · سرم بيشايمن · سرمدرماني
-
پی.ام.اس.جی · گونادوتروپين جفتي اسب · گونادوتروپين سرم · گونادوتروپين سرم مادیان آبستن.
-
آنتيسرم · سرم ایمنی · سرم بيشايمن · سرمدرماني
-
هموپروتئينها · پروتئنخوني · پروتئين سرم · پروتئينهاي پلاسما · پروتئینهای خون
-
پي.ام.اس
-
آلبومين سرم
-
سرم خون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن