ترجمه "suszenie" به فارسی
خشکاندن, آبزدايي, برشتن بهترین ترجمه های "suszenie" به فارسی هستند.
suszenie
Noun
noun
دستور زبان
spoż. utrwalanie żywności polegające na obniżeniu zawartości wody [..]
-
خشکاندن
verb -
آبزدايي
-
برشتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- خشكاندن غله
- خشكاندن مصنوعي
- خوشيدگي
- عملآوري
- نمزدايي فراورده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suszenie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Suszenie
-
خشک کردن
Sos tatarski, klucz do łazienki, suszenie rąk twojego szefa.
سُس ، کلید دستشویی ، خشک کردن دست رئیس.
تصاویر با "suszenie"
عباراتی شبیه به "suszenie" با ترجمه به فارسی
-
خشکیده میوه · میوههای خشکشده
-
خشكاندن خورشيدي · خشكاندن در هوا · خشکاندن طبیعی
-
آبافزايي · آبافزايي (فراوردههاي خشكشده) · بازسازی
-
آمادهسازی چوب · خشكاندن چوب
-
گوشت خشکشده
-
فصل خشک
-
پودر برگ · پودر علف
-
گوجههای برتانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن