ترجمه "symptom" به فارسی

نشانهها, اثر, سَمپتوم بهترین ترجمه های "symptom" به فارسی هستند.

symptom noun masculine دستور زبان

oznaka jakiegoś zjawiska, zwykle ujemnego; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نشانهها

  • اثر

    noun
  • سَمپتوم

  • ترجمه های کمتر

    • نشانهها (بیماری)
    • نشانههاي بيماري
    • نشانگانها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " symptom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "symptom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه