ترجمه "synchronizacja" به فارسی
همزمانسازی, همگام سازی, همگامی بهترین ترجمه های "synchronizacja" به فارسی هستند.
synchronizacja
noun
feminine
Doprowadzenie zjawisk do zgodności ich przebiegu w czasie [..]
-
همزمانسازی
-
همگام سازی
-
همگامی
koordynacja w czasie, co najmniej dwóch zjawisk
Możesz także zmienić kierunek synchronizacji baz danych bez powodowania konfliktu
همچنین ، بدون یک سازگاری میتوانید جهت همگامی را برای دادگان تغییر دهید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " synchronizacja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "synchronizacja" با ترجمه به فارسی
-
همزمان سازی EdgeSync
-
خطای همگامسازی
-
مادههاي همزمانشده · همزمانسازی فحلی
-
مرکز همگام سازی باز
-
مرکز همگامی
-
مدیریت همزمانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن