ترجمه "syndrom" به فارسی
سندرم, کسالت بهترین ترجمه های "syndrom" به فارسی هستند.
syndrom
Noun
noun
masculine
دستور زبان
Zespół objawów charakterystycznych dla danej choroby [..]
-
سندرم
nounTen syndrom nazywa się zespołem niewrażliwości na androgeny.
و این یک سندرمه (علائم بیماری) که سندرم حساس نبودن به آندروژن نامیده می شه.
-
کسالت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " syndrom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "syndrom" با ترجمه به فارسی
-
بيماري كروتسفلد-جاكوب واریانت · بيماري كروتسفلد-جاكوب واریانت جديد · بيماري كروتسفلدـجاكوب · نشانگان کروتسفلد- جاکوب
-
نشانگان تخماندازی
-
سندرم تخماندازی · نشانگان تخماندازی
-
نشانهها · نشانههاي بيماري · نشانگانها
-
نشانگان بیماری ساختمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن