ترجمه "syrop" به فارسی

شربت, shrbt, شیره بهترین ترجمه های "syrop" به فارسی هستند.

syrop noun masculine دستور زبان

kulin. gęsty, bardzo słodki i lepki roztwór cukru, zagęszczony sok [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شربت

    noun

    Skoro ojciec ma sklep ze słodyczami córka musiała być maczana w słodkim syropie, prawda?

    دختر بايد تو شربت شکر غوطه ور شده باشه ، نه ؟

  • shrbt

  • شیره

    noun

    Nie używamy wysokocukrowego syropu kukurydzianego, tłuszczów trans, czy przetworzonych produktów.

    ما شیره قندی ذرت نداریم، چربی ترانس، و غذاهای فراورده نداریم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " syrop " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Syrop
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شربت (دارو)

تصاویر با "syrop"

عباراتی شبیه به "syrop" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "syrop" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه