ترجمه "system" به فارسی
سامانه, سیستم, راه بهترین ترجمه های "system" به فارسی هستند.
układ urządzeń współpracujących ze sobą; [..]
-
سامانه
nounA na jego zewnętrznej stronie znajduje się system pamięci zwany korą nową.
و بر فراز آن، ما این سامانه حافظه به نام نئوکورتکس را هم در اختیار داریم.
-
سیستم
nounTen stary system wkrótce przeminie i nastanie oczekiwany przez nas lepszy świat.
این سیستم کهنه دارد نابود میشود و ما چشم انتظار سیستم بهتری هستیم.
-
راه
nounNadchodzący wielki ucisk położy kres niegodziwemu szatańskiemu systemowi rzeczy.
مصیبت عظیمی که در راه است کل دنیای شریر شیطان را به پایان میرساند.
-
ترجمه های کمتر
- سامانه (چینهشناسی)
- سیستم عامل
- متد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " system " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
System (film)
"System" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای System در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "system" با ترجمه به فارسی
-
حفاظت سیستم
-
نظامهای روستایی-زراعی
-
تصویر Windows
-
گزارش مشکلات Windows
-
دموکراسی · ديكتاتوري · فدراليسم · نظامهای سیاسی