ترجمه "systematyka" به فارسی
سازگانبندی, سامانهشناسی, آرایهشناسی بهترین ترجمه های "systematyka" به فارسی هستند.
systematyka
noun
feminine
دستور زبان
dziedzina/poddziedzina jakiejś nauki zajmująca się klasyfikowaniem jej przedmiotów i pojęć [..]
-
سازگانبندی
-
سامانهشناسی
-
آرایهشناسی
-
ترجمه های کمتر
- ايمنيآرايهشناسي
- تاکزونومی
- تاکسونومی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " systematyka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "systematyka" با ترجمه به فارسی
-
بیوسیستماتیک · زيستردهشناسي · زیسازگانشناسی
-
آرايهبندي زيستشيميايي · تاکسونومی شیمیایی · شیمیآرایهشناسی · کموتاکسونومی
-
متخصصان آرایهبندی
-
انواع خاک · طبقهبندی خاک
-
سامانهشناسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن