ترجمه "systematyka" به فارسی

سازگانبندی, سامانهشناسی, آرایهشناسی بهترین ترجمه های "systematyka" به فارسی هستند.

systematyka noun feminine دستور زبان

dziedzina/poddziedzina jakiejś nauki zajmująca się klasyfikowaniem jej przedmiotów i pojęć [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سازگانبندی

  • سامانهشناسی

  • آرایهشناسی

  • ترجمه های کمتر

    • ايمنيآرايهشناسي
    • تاکزونومی
    • تاکسونومی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " systematyka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "systematyka" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "systematyka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه