ترجمه "szach" به فارسی
شاه, کیش, چک بهترین ترجمه های "szach" به فارسی هستند.
szach
noun
masculine
دستور زبان
szach. zagrożenie króla biciem; [..]
-
شاه
nounpolit. hist. tytuł monarchy w Persji a następnie w Iranie;
Nigdy nie będzie gorzej, niż było za czasów szacha.
هيچ وقت اوضاع بدتر از زمان شاه نمي شه.
-
کیش
noun propersytuacja w szachach
I to właśnie jest szach mat.
و اینطوریه که پسر سرسخت من کیش و مات شدی
-
چک
noun proper -
šah
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " szach " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "szach" با ترجمه به فارسی
-
قهرمانان شطرنج جهان
-
محمد نادرشاه · نادرشاه افشار
-
شطرنج
-
شاه مات
-
احمدشاه ابدالی
-
انواع شطرنج
-
رضاشاه پهلوی
-
احمدشاه مسعود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن