ترجمه "szalony" به فارسی
دیوانه, مجنون, سبک مغز بهترین ترجمه های "szalony" به فارسی هستند.
szalony
adjective
noun
masculine
دستور زبان
niezrównoważony, impulsywny, nieobliczalny [..]
-
دیوانه
adjectiveWiększość ludzi sądzi, że jestem szalony.
اغلب مردم فکر میکنند من دیوانه ام.
-
مجنون
adjectiveŻeby być szalonym, trzeba mieć na to forsę.
تو براي مجنون شدن بايد ثروتمند بشي
-
سبک مغز
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " szalony " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Szalony
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Szalony" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Szalony در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "szalony"
عباراتی شبیه به "szalony" با ترجمه به فارسی
-
پسربچه
-
دانشمند دیوانه
-
آنسفالوپاتی اسفنجیشکل گاوی · بي.اس.اي · بيماري جنون گاوي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن