ترجمه "sztylet" به فارسی
خنجر, دشنه, خنجر بهترین ترجمه های "sztylet" به فارسی هستند.
sztylet
noun
masculine
دستور زبان
krótka broń biała o cienkim ostrzu; [..]
-
خنجر
nounZabawne, że pamiętasz o tym dopiero ze sztyletem przystawionym do pleców.
جالبه با اينکه خنجر من پشتته تصميم ميگيري اون قضايا رو چطوري به ياد بياري.
-
دشنه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sztylet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sztylet
-
خنجر
nounSztylet w pewien sposób uczynił cię tym, kim dziś jesteś.
به یک شکلی ، این خنجر تو رو تبدیل به چیزی که الان هستی کرد.
تصاویر با "sztylet"
عباراتی شبیه به "sztylet" با ترجمه به فارسی
-
خانه خنجرهای پران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن