ترجمه "szwagier" به فارسی

باجناق, هیور بهترین ترجمه های "szwagier" به فارسی هستند.

szwagier noun masculine دستور زبان

brat żony [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • باجناق

    brat męża lub żony

    Jak mój szwagier, doprowadza moją siostrę do szału.

    مثل باجناق من که خواهرم رو ديوونه ميکنه.

  • هیور

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " szwagier " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "szwagier" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه