ترجمه "szybko" به فارسی
تند, بهتندی, بهسرعت بهترین ترجمه های "szybko" به فارسی هستند.
szybko
adverb
دستور زبان
z dużą prędkością [..]
-
تند
adjectiveNigdy nie widziałem, żeby tak szybko się poruszali.
من هيچوقت نديدم که اونا تند حرکت کنن.
-
بهتندی
-
بهسرعت
Bardzo szybko stają się rzeczywistością.
و راستش اونا بهسرعت دارن به واقعیت نزدیک میشن.
-
ترجمه های کمتر
- جلدی
- سریعا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " szybko " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "szybko" با ترجمه به فارسی
-
قوانین سریع
-
گلوله
-
اسکیتباز سرعت
-
مراحل سریع
-
نوار ابزار دسترسی سریع
-
به عقب بردن
-
سکس سریع
-
جلو بردن سریع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن