ترجمه "tłum" به فارسی

انبوه, توده, جمعیت بهترین ترجمه های "tłum" به فارسی هستند.

tłum noun masculine دستور زبان

duża grupa ludzi zebrana w jednym miejscu [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • انبوه

    adjective noun

    Podekscytowany mężczyzna w średnim wieku, mokry od potu, niecierpliwie przeciska się przez tłum.

    مرد میانسالی عرقریزان و بیتاب سعی میکند راه خود را از میان انبوه جمعیّت بگشاید.

  • توده

    noun

    Arabskie tłumy zbuntowały się przeciwko swoim dyktatorom.

    و توده های عرب در برابر دیکتاتورهایشان شورش کردند.

  • جمعیت

    noun

    Na imprezie był tłum ludzi.

    جمعیت زیادی از مردم در جشن حاضر بودند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tłum " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tłum
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • توده

    noun

    Arabskie tłumy zbuntowały się przeciwko swoim dyktatorom.

    و توده های عرب در برابر دیکتاتورهایشان شورش کردند.

تصاویر با "tłum"

عباراتی شبیه به "tłum" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tłum" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه