ترجمه "tablica" به فارسی
تخته سیاه, آرایه, آرايه بهترین ترجمه های "tablica" به فارسی هستند.
tablica
noun
feminine
دستور زبان
miejsce do umieszczania ogłoszeń, informacji [..]
-
تخته سیاه
nounAle przede wszystkim nauczycielka tylko pisała na tablicy.
اما در بیشتر اوقات، معلم فقط روی تخته سیاه مینوشت —
-
آرایه
-
آرايه
-
تخته سياه
Jeśli nie będę na szczycie tablicy, to wyleją mnie na zbity pysk.
اگه تا سي ام اسم من رو اون تخته سياه نياد اونا دهنمو سرويس ميکنن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tablica " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tablica"
عباراتی شبیه به "tablica" با ترجمه به فارسی
-
نشان يادبودي
-
جداول دستهبندی · جدول دستهبندی · دستهبندی در جنگلداری
-
سعع
-
نقشه نویسه
-
جدول ارزش · جدول درستی و نادرستی
-
جداول عمر
-
تخته سیاه
-
تابلوی امتیازات ورزشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن