ترجمه "takt" به فارسی

درایت, عقل, مهارت بهترین ترجمه های "takt" به فارسی هستند.

takt Noun noun masculine دستور زبان

wyczucie jak należy się zachowywać w danej sytuacji wymagającej opanowania i delikatności; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • درایت

    noun

    Jakże często właściwa wymiana myśli i odrobina taktu mogą zapobiec przerodzeniu się małych problemów w większe!

    بلی، اغلب گفتگوی صحیح همراه با درایت مانع آن میگردد که مشکلات کوچک تبدیل به مشکلات بزرگ شوند!

  • عقل

    noun
  • مهارت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • میزان
    • کاردانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " takt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Takt
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • میزان

    noun proper

    Na ogół wystarczy już parę taktów, żeby rozpoznać utwór.

    در واقع، فقط چند میزان کافی است تا نغمه مشخص گردد.

اضافه کردن

ترجمه های "takt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه