ترجمه "talizman" به فارسی

طلسم, طلسم بهترین ترجمه های "talizman" به فارسی هستند.

talizman noun masculine دستور زبان

ezot. przedmiot, któremu przypisuje się magiczną moc przynoszenia szczęścia jego posiadaczowi; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • طلسم

    noun

    Potrzebują sześciu talizmanów, by przywrócić swojej królowej pełną moc.

    آنها نياز به هر شش طلسم براي زنده کردن ملکه شون با تمام قدرت دارن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " talizman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Talizman
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • طلسم

    noun

    بخشی از جادو

    Potrzebują sześciu talizmanów, by przywrócić swojej królowej pełną moc.

    آنها نياز به هر شش طلسم براي زنده کردن ملکه شون با تمام قدرت دارن.

اضافه کردن

ترجمه های "talizman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه