ترجمه "technik" به فارسی
اهل فن, تکنیسین, متخصص فنی بهترین ترجمه های "technik" به فارسی هستند.
technik
noun
masculine
دستور زبان
pracownik średniego szczebla z wykształceniem technicznym [..]
-
اهل فن
noun -
تکنیسین
Miał on dobrze płatną pracę jako technik komputerowy.
این برادر سابقاً یک تکنیسین کامپیوتر بود و حقوق بسیار خوبی داشت.
-
متخصص فنی
noun
-
ترجمه های کمتر
- کاردان
- کاردان فنی
- کارشناس فنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " technik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "technik"
عباراتی شبیه به "technik" با ترجمه به فارسی
-
تجزیه کمی · فنون تجزيه كمي
-
تجزیه کیفی · فنون تجزيه كيفي
-
الکترونیک آنالوگ
-
مهندسي دريايي · کشتیسازی
-
نقاشی آمیخته
-
بازیهای مديريت · علوم مديريت · فنون مديريت
-
ازمون بهمچسبي سرم · اي.آي.آ · ايمنيسنجي آنزيمي · تکنیکهای ايمني-آنزيم · فنون ايمنيسنجی به واسطه آنزيم · فنون ايمونوپراكسيداز · فنون ایمنی-آنزیم
-
آنالیز ایزوتوپ · رديابهاي پرتوزا · فنون ردیابی · نشاندارسازی ايزوتوپ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن