ترجمه "tempo" به فارسی

زمان, ضرب, میزان سرعت بهترین ترجمه های "tempo" به فارسی هستند.

tempo noun neuter دستور زبان

prędkość wykonywania jakiejś czynności, zwykle powtarzanej [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمان

    noun

    Biorąc pod uwagę twoje normalne tempo rozwijania się związków, dziwię się, że to jeszcze nie rozwód.

    ، با توجه به زمان معمول تعهد بستن تو در عجبم که چرا تا حالا باز طلاقش ندادي

  • ضرب

    noun

    Grałem to boogie-woogie w tempie ośmiu uderzeń na takt.

    معمولاً این " بوگی ووگی " رو با ضرب 8 بیت میزنم

  • میزان سرعت

    noun
  • وقت

    noun

    W takim tempie, kiedy ziemianie się tu dostaną, nikt nie pozostanie, aby walczyć.

    ببين ، با اين اوصاف ، هر وقت اون زميني ها برسن اينجا کسي نميمونه که باهاشون بجنگه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tempo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tempo
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضرب

    noun

    szybkość wykonania uworu muzycznego

    Grałem to boogie-woogie w tempie ośmiu uderzeń na takt.

    معمولاً این " بوگی ووگی " رو با ضرب 8 بیت میزنم

عباراتی شبیه به "tempo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tempo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه