ترجمه "termin" به فارسی
اصطلاح, قرار ملاقات, ضربالعجل بهترین ترجمه های "termin" به فارسی هستند.
termin
noun
masculine
دستور زبان
jęz. wyrażenie lub wyraz o specyficznym znaczeniu [..]
-
اصطلاح
nounByłem zaangażowanym pacjentem długo przed tym zanim usłyszałem ten termin.
من درگیر بیماری بودم خیلی قبل از اینکه این اصطلاح رو بشنوم.
-
قرار ملاقات
Lub w jaki, kiedy musze wyznaczac termin by z toba pogadac?
يا اينکه بايد يه قرار ملاقات واسه حرف زدن باهات بزارم ؟
-
ضربالعجل
-
عبارت
nounYona Wallach była postmodernistką na 20 lat zanim wymyślono termin „postmodernizm”.
یونا وُلاخ "پست مدرنیت" بوده بود ۲ دهه قبل از اینکه عبارت "پست مدرنیسم" اختراع شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " termin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "termin" با ترجمه به فارسی
-
تاريخ درخواست · زمان عملیات
-
زمان نهالکاری · زمان کاشت
-
زمانبندی
-
رابطه مبادله · شرایط مبادله
-
واژگان موسیقی
-
بذرافشاني ديررس · زمان بذرافشانی
-
مدت اجرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن