ترجمه "termometr" به فارسی
دماسنج, دماسنجها, درجه بهترین ترجمه های "termometr" به فارسی هستند.
termometr
noun
masculine
دستور زبان
przyrząd do pomiaru temperatury;
-
دماسنج
nounprzyrząd do pomiaru temperatury
Skoro o tym mówimy załatwiłeś sprawę z termometrem?
حالا که حرف قانون شد ، براي دماسنج معذرت خواهي کردي ؟
-
دماسنجها
-
درجه
nounTermometr na to wskazał?
چطور مي توني از يک درجه تب اينو بگي ؟
-
میزان الحراره
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " termometr " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "termometr"
عباراتی شبیه به "termometr" با ترجمه به فارسی
-
دمای حباب تر
-
دماسنج طبی
-
RTD
اضافه کردن مثال
اضافه کردن