ترجمه "tkanina" به فارسی
پارچه, قماش بهترین ترجمه های "tkanina" به فارسی هستند.
tkanina
Noun
noun
feminine
دستور زبان
włók. płaski wyrób włókienniczy ze splecionych nitek wątku i osnowy; [..]
-
پارچه
nounBroń ta składała się z woreczkowatego kawałka skóry lub tkaniny i dwóch przymocowanych do niego rzemieni bądź sznurków.
این سلاح، قطعهای از چرم یا پارچه بود که دو بند بلند به آن متصل شده بود.
-
قماش
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tkanina " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tkanina"
عباراتی شبیه به "tkanina" با ترجمه به فارسی
-
منسوجات طبیعی
-
کاموا
-
پارچه کتانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن