ترجمه "tlen" به فارسی
اکسیژن, اكسيژن, ترشمایه بهترین ترجمه های "tlen" به فارسی هستند.
tlen
noun
masculine
دستور زبان
chem. pierwiastek chemiczny o symbolu O i liczbie atomowej 8; [..]
-
اکسیژن
nounیکی از عنصرهای جدول تناوبی عنصرها، یکی از عنصرهای آلی
Woda składa się z tlenu i wodoru.
آب از اکسیژن و ئیدروژن تشکیل میشود.
-
اكسيژن
pierwiastek chemiczny z grupy tlenowców, najbardziej rozpowszechniony w przyrodzie, liczba atomowa 8, gaz bezbarwny, bezwonny, występujący w stanie wolnym w powietrzu, niezbędny do oddychania dla większości organizmów żywych, bardzo aktywny chemicznie
Zdarzenia następujące wbrew tak astronomicznym przeciwnościom, jak tlen zmieniający się w złoto.
اتفاقاتي عجيب نجومي رخ ميده مثل اكسيژن كه به طلا تبديل ميشه
-
ترشمایه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tlen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tlen" با ترجمه به فارسی
-
اکسیژن مورد نیاز بیولوژیکی
-
اکسیژن مایع
-
بار آلاینده · بي.ا.دي · خواست اکسیژن زیستشیمیایی · سي.ا.دي · نياز به اكسيژن كل · نياز زيستشيميايي به اكسيژن · نياز زيستي به اكسيژن · نيازشيميايي به اكسيژن
-
بي.ا.دي (نياز زيستشيميايي به اكسيژن)
-
اکسیژن دیفلوئورید
-
اکسیژن سهتایی
-
مصرف اکسیژن
-
ایزوتوپهای اکسیژن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن