ترجمه "ton" به فارسی

تشریفات, رنگ, سایه رنگ بهترین ترجمه های "ton" به فارسی هستند.

ton noun masculine دستور زبان

dźwięk odpowiadający określonej częstotliwości drgań akustycznych; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشریفات

    noun
  • رنگ

    noun

    Substancje takie jak miedź, chlorek wapnia czy chlorek potasu mogą nadać własny ton barwny do ognia.

    موادی مانند مس، کلسیم کلرید، و پتاسیم کلرید میتوانند رنگ ویژه خود را به ترکیب اضافه کنند.

  • سایه رنگ

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ton " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ton" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ton" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه