ترجمه "tradycja" به فارسی

سنت, رسم, سنن ملی بهترین ترجمه های "tradycja" به فارسی هستند.

tradycja noun Noun feminine دستور زبان

przekazywanie z pokolenia na pokolenie zasad, obyczajów, poglądów; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنت

    noun

    Istnieje tradycja nie mówienia publicznie o sprawach prywatnych.

    سنت این بود که در جمع از امورات خودت صحبت نکن.

  • رسم

    noun

    Mój mąż wydał rozkaz, nie bacząc na tradycję.

    شوهرم برغم رسم و رسوم اين دستور رو داد.

  • سنن ملی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عرف
    • عقیده رایج
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tradycja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tradycja
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنت

    noun

    Istnieje tradycja nie mówienia publicznie o sprawach prywatnych.

    سنت این بود که در جمع از امورات خودت صحبت نکن.

عباراتی شبیه به "tradycja" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tradycja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه