ترجمه "traf" به فارسی
اتفاقی, تصادف اتومبیل, حادثه بهترین ترجمه های "traf" به فارسی هستند.
traf
Noun
noun
masculine
دستور زبان
przypadek, losowe wydarzenie [..]
-
اتفاقی
nounRóżnego rodzaju, różnej wielkości, umieszczone pozornie na chybił trafił w całym skarbcu.
نوعای مختلف ، اندازه های مختلف ، به نظر می رسه که اتفاقی تو سرتا سر صندوق قرار گرفتن
-
تصادف اتومبیل
noun -
حادثه
nounMoże Potter i oni trafili w to miejsce w niewłaściwym czasie?
ممکنه پاتر و دوستانش به طور کاملاً تصادفي به محل حادثه اومده باشن.
-
ترجمه های کمتر
- سانحه
- شیئی
- عارضه
- قضا وقدر
- واقعه ناگوار
- پیشامد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " traf " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "traf" با ترجمه به فارسی
-
ضربت
-
نتیجه برتر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن