ترجمه "traktowanie" به فارسی

درمان, اداره, بررسی بهترین ترجمه های "traktowanie" به فارسی هستند.

traktowanie Noun noun neuter دستور زبان

rzecz. odczas. rzeczownik odczasownikowy od: traktować (nazwa czynności) [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • درمان

    noun

    Wtedy nie była ona traktowana jako metoda lecznicza.

    تا اون زمان به عنوان يه روش درمان پزشکي شناخته نميشده.

  • اداره

    noun

    Jak to może być, że zarząd jest traktowany jak majątek?

    چطوره که انجمن شهر مثل دارایی شخصی اداره میشه ؟

  • بررسی

    noun

    Rozważymy następujące pytania: Jak powinniśmy traktować pójście na kompromis?

    در این مقاله این سؤالات مورد بررسی قرار خواهد گرفت: ‹چه دیدی به سازش باید داشته باشیم؟

  • ترجمه های کمتر

    • رسیدگی
    • رفتار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " traktowanie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "traktowanie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه