ترجمه "trans" به فارسی

خلسه, نشئه بهترین ترجمه های "trans" به فارسی هستند.

trans Noun noun masculine دستور زبان

stan obniżonej świadomości; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلسه

    noun

    Wyryła to na ścianach i suficie, będąc w jakimś transie.

    وقتی توی یه جور خلسه بوده ، اینا رو روی

  • نشئه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trans " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "trans" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "trans" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه