ترجمه "transplantacja" به فارسی
تراکاشت, كاشت, نشاکاری بهترین ترجمه های "transplantacja" به فارسی هستند.
transplantacja
Noun
noun
feminine
دستور زبان
med. przeszczepianie tkanki, organu lub części komórki [..]
-
تراکاشت
-
كاشت
-
نشاکاری
noun -
پیوند
noun● Chirurdzy potrafią przeprowadzić transplantację serca i innych narządów.
● جراحان میتوانند قلب و سایر اعضای بدن شخصی را به بیماری پیوند زنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transplantacja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "transplantacja" با ترجمه به فارسی
-
انتقال جنین · تراكاشتهاي رویان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن