ترجمه "trawa" به فارسی

علف, سبزه, علفها بهترین ترجمه های "trawa" به فارسی هستند.

trawa noun feminine دستور زبان

bot. roślina z rodziny wiechlinowatych, zwykle w kolorze zielonym, rozłogowa lub kępiasta, o długich, wąskich liściach; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • علف

    noun

    Owce jedzą na pastwisku trawę.

    گوسفندان در چراگاه علف میخورند.

  • سبزه

    noun

    To ten sam sezonowy napływ wody w lecie, który stworzył rzekę traw 6000 lat temu.

    و همین جریان فصلی آب در تابستان است که سبزه رود را ۶٫۰۰۰ سال پیش به وجود آورد.

  • علفها

    Owce jedzą na pastwisku trawę.

    گوسفندان در چراگاه علف میخورند.

  • ترجمه های کمتر

    • اندازه
    • حشیش
    • درجه
    • شاهدانه
    • واش
    • چمن
    • کنف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trawa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "trawa"

عباراتی شبیه به "trawa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "trawa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه