ترجمه "trawnik" به فارسی
چمن, چمنها, مرغزار بهترین ترجمه های "trawnik" به فارسی هستند.
trawnik
noun
masculine
دستور زبان
poletko trawy o charakterze ozdobnym; [..]
-
چمن
nounTo może skosisz mój trawnik w niedzielnej sukience swojej żony!
پس بهترش میکنم ، تو مجبوری چمن های من رو با لباس کلیسای زنت بزنی!
-
چمنها
To może skosisz mój trawnik w niedzielnej sukience swojej żony!
پس بهترش میکنم ، تو مجبوری چمن های من رو با لباس کلیسای زنت بزنی!
-
مرغزار
noun -
کلوخ چمنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trawnik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Trawnik
-
چمن
nounTo może skosisz mój trawnik w niedzielnej sukience swojej żony!
پس بهترش میکنم ، تو مجبوری چمن های من رو با لباس کلیسای زنت بزنی!
تصاویر با "trawnik"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن