ترجمه "trener" به فارسی

مربّی, مربی, مدیر بهترین ترجمه های "trener" به فارسی هستند.

trener noun masculine دستور زبان

sport. osoba zajmująca się przygotowaniami zawodnika lub drużyny do zawodów; rzadziej także osoba przekazująca podopiecznym umiejętności z innych dziedzin; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مربّی

  • مربی

    Dlatego w Georgetown skontaktowałam się z trenerem lekkoatletyki.

    و من تصمیم گرفتم که به مربی دو میدانی در دانشگاه جرج تاون تلفن بزنم.

  • مدیر

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trener " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Trener
+ اضافه کردن

"Trener" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Trener در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "trener"

عباراتی شبیه به "trener" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "trener" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه