ترجمه "trzoda" به فارسی

رمه, فسیله, گله بهترین ترجمه های "trzoda" به فارسی هستند.

trzoda noun feminine دستور زبان

zootechn. gromada zwierząt hodowlanych [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رمه

    noun

    Obfitość zboża, oliwy i wina — trzech artykułów żywnościowych uznawanych w Izraelu za podstawowe — oraz liczne trzody.

    وفور گندم، روغن زیتون و شراب، یعنی سه محصول عمده و حیاتی اسرائیلیان و همچنین فراوانی رمه.

  • فسیله

  • گله

    noun

    Niektórzy mogli oddalić się od trzody i przestać się angażować w zajęcia teokratyczne.

    برخی از این افراد ممکن است از گله دور شده یا از فعالیتهای مسیحی دست کشیده باشند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trzoda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "trzoda" با ترجمه به فارسی

  • اصطبلهاي خوك · خوكدانيها · خوکدانها · طويلههاي خوك · محل نگهداري خوك
  • خوكهاي ريزمونه · خوک
  • اصطبلهاي خوك · خوكدانيها · خوکدانها · طويلههاي خوك · محل نگهداري خوك
اضافه کردن

ترجمه های "trzoda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه