ترجمه "tuba" به فارسی
توبا, بوق, توب بهترین ترجمه های "tuba" به فارسی هستند.
tuba
noun
feminine
دستور زبان
opakowanie w formie rurki służące do przechowywania substancji półpłynnych [..]
-
توبا
Trabki, rogi, puzonow i tuby.
ترومپت ، کورنت ، ترومبون و توبا
-
بوق
noun -
توب
-
ترجمه های کمتر
- لوله بدون درز
- لوله گذاری
- نصب لوله
- هورن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tuba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tuba
-
توبا
dęty instrument blaszany
Trabki, rogi, puzonow i tuby.
ترومپت ، کورنت ، ترومبون و توبا
تصاویر با "tuba"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن