ترجمه "turkus" به فارسی

فیروزه, اب, زرد بهترین ترجمه های "turkus" به فارسی هستند.

turkus noun adjective masculine دستور زبان

miner. minerał o barwie niebieskawej lub niebieskozielonej; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فیروزه

    noun

    W turkus, filet i pomarańcz. (Śmiech)

    فیروزه ای، بنفش و نارنجی. (خنده حاضرین)

  • اب

    noun
  • زرد

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • فیروزهای
    • پیروزه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " turkus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Turkus
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فیروزه

    noun proper

    W turkus, filet i pomarańcz. (Śmiech)

    فیروزه ای، بنفش و نارنجی. (خنده حاضرین)

  • فیروزهای

    adjective

تصاویر با "turkus"

اضافه کردن

ترجمه های "turkus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه