ترجمه "tuziemiec" به فارسی

ساکن اولیه, قدیم, گیاه بومی بهترین ترجمه های "tuziemiec" به فارسی هستند.

tuziemiec Noun noun masculine دستور زبان

tubylec, krajowiec, autochton, aborygen, rodzinny mieszkaniec danego kraju [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساکن اولیه

    noun
  • قدیم

    noun
  • گیاه بومی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tuziemiec " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tuziemiec" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه