ترجمه "tył" به فارسی

پشت, عقب, پُشت بهترین ترجمه های "tył" به فارسی هستند.

tył noun masculine دستور زبان

część czegoś najdalej od przodu [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پشت

    noun

    Chyba został zniszczony móżdżek, czyli myląco mały, kalafiorowaty obszar z tyłu głowy.

    مخچه منطقهای کوچک گل کلم مانند در پشت سر، اما اجازه ندهید اندازهاش شما را فریب دهد.

  • عقب

    noun

    Potrafi zawisać w powietrzu, latać do tyłu, nawet do góry nogami.

    سنجاقک میتواند در هوا شناور بماند، به عقب پرواز کند حتی وارونه پرواز کند.

  • پُشت

    Na tyłach teren jest nierówny, ale można przejechać.

    زمين ناهمواري اين پُشت کوه هست اما ميشه اونجا رانندگي کرد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tył " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "tył"

عباراتی شبیه به "tył" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tył" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه