ترجمه "tylko" به فارسی
فقط, فقط تا, همین بهترین ترجمه های "tylko" به فارسی هستند.
tylko
دستور زبان
oznacza ograniczenie, wyróżnienie, wyodrębnienie [..]
-
فقط
adverboznacza ograniczenie, wyróżnienie, wyodrębnienie [..]
Chciałem tylko sprawdzić pocztę.
فقط میخواستم ایمیلم را چک کنم.
-
فقط تا
Z przyjemnością wyświadczałem przysługi kolegom, choć tylko w takiej mierze, w jakiej nie kolidowało to z moim życiem.
دوست داشتم که رفیقهایم را خوشحال کنم، اما فقط تا حدی که زندگی خودم آسیب نبیند.
-
همین
Ale w sercu może czuć strach, który tylko oddali je od rodziców.
اما، شاید در دل از آنان برنجد و همین موجب دوری او از والدینش شود.
-
هَمین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tylko " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tylko" با ترجمه به فارسی
-
فقط خواندنی
-
اگر و فقط اگر
-
به محض · همین که
-
حافظه فقط خواندنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن