ترجمه "uparty" به فارسی
سمج, کله شق, سرتق بهترین ترجمه های "uparty" به فارسی هستند.
uparty
adjective
masculine
دستور زبان
(o osobach) charakteryzujący się uporem; upierający się przy czymś [..]
-
سمج
adjectiveJesteś o wiele bardziej uparta, niż myślałam.
تو خيلي سمج تر از اون چيزي هستي که فکر مي کردم
-
کله شق
adjectiveBo ktoś był uparty jak osioł i nie mógł poczekać.
فقط به اين خاطر که يکي کله شق بود و نميتونست صبر کنه.
-
سرتق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uparty " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن