ترجمه "usposobienie" به فارسی

حال, حالت, حوصله بهترین ترجمه های "usposobienie" به فارسی هستند.

usposobienie Noun noun neuter دستور زبان

temperament, zespół stałych skłonności i cech psychicznych [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حال

    noun

    Jak pielęgnować w rodzinie usposobienie duchowe, które jest niezwykle istotne?

    حال که روحانیت خانواده اهمیت حیاتی دارد چگونه میتوان آن را حفظ نمود؟

  • حالت

    noun

    Masz naprawdę miłe usposobienie.

    تو يه حالت واقعا دلپذير دارى

  • حوصله

    noun
  • وجه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " usposobienie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "usposobienie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه