ترجمه "utrzymanie" به فارسی
نگهداری, نگهداشت بهترین ترجمه های "utrzymanie" به فارسی هستند.
utrzymanie
Noun
noun
neuter
دستور زبان
środki, pieniądze niezbędne do życia [..]
-
نگهداری
nounGdzie zrównoważenie jest zdolnością, żeby przetrwać i utrzymać, odnawianie jest zdolnością uzupełnienia i postępu.
در جایی که پایداری، ظرفیتی برای تحمل و نگهداری است، احیاگری مهارتی برای بازسازی و پیشرفت است.
-
نگهداشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " utrzymanie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "utrzymanie" با ترجمه به فارسی
-
دامپروری با بستر عمیق
-
اصطبلداری
-
استانداردهای زندگی · خوشبختي · شرايط زندگی · هزينه زندگي
-
نگهداری · نگهداری (ساختمان و تجهیزات) · نگهداشت
-
باغباني پرديسه · مراقبت از پرديسه · معماري پرديسه · نگهداري پرديسه · پردیسهسازی
-
نگهداشت (ساختمان و تجهيزات)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن