ترجمه "uzda" به فارسی
افسار, عنان, جلوگيرى كردن بهترین ترجمه های "uzda" به فارسی هستند.
uzda
noun
feminine
دستور زبان
jeźdz. zootechn. część uprzęży konia, muła lub osła;
-
افسار
nounTylko my dwaj możemy złapać kosmos za uzdę i zaprowadzić go tam gdzie chcemy
فقط ما ميتونيم افسار کهکشان رو به دست بگيريم... و به جايي که بايد بره هدايتش کنيم
-
عنان
noun -
جلوگيرى كردن
-
ترجمه های کمتر
- دهه كردن
- قيد
- قید
- لگام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uzda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن