ترجمه "uziemienie" به فارسی

زمین, اِرت, زمین الکتریکی بهترین ترجمه های "uziemienie" به فارسی هستند.

uziemienie noun neuter دستور زبان

Piorunochron [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمین

    noun

    Mam przewód owinięty wokół łodygi. Gdzie będzie uziemiony?

    و کاری که میخواهیم بکنیم این است که سیمی دور شاخه تابیدهایم و الکترود اتصال زمین کجاست؟

  • اِرت

  • زمین الکتریکی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " uziemienie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "uziemienie" با ترجمه به فارسی

  • ارت کردن · زمین کردن
اضافه کردن

ترجمه های "uziemienie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه