ترجمه "uzwojenie" به فارسی
سیمپیچ, سیمپیچ بهترین ترجمه های "uzwojenie" به فارسی هستند.
uzwojenie
Noun
noun
neuter
دستور زبان
elektr. część obwodu magnetycznego odpowiedzialna za wytwarzanie strumienia magnetycznego
-
سیمپیچ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uzwojenie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Uzwojenie
-
سیمپیچ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن