ترجمه "van" به فارسی
ون, ون بهترین ترجمه های "van" به فارسی هستند.
van
Noun
noun
masculine
دستور زبان
typ nadwozia samochodu osobowego do przewozu większej ilości osób; [..]
-
ون
nounCzłowiek, który uciekł z tego vana czuł się wtedy inaczej niż podczas robienia tego.
کسي که از ون فرار کرده در همون شرايطي ذهني اي که وقتي اين کارو کرده نيست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " van " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Van
Van (jezioro)
-
ون
Suffix nounWyobraźcie sobie Van Gogha przed powstaniem tanich, olejnych farb.
تصور کنید که ون گوگ متولد می شد قبل از تکنولوژی رنگ روغن ارزان.
عباراتی شبیه به "van" با ترجمه به فارسی
-
ویلارد ون اورمن کواین
-
مارتین ون بورن
-
لی وان کلیف
-
نگهبان شب
-
آنگادا · تورتولا · جزاير ويرجين · جزایر ویرجین بریتانیا · ويرجين گوردا
-
ون هلسینگ
-
ژان کلود ون دم
-
گاس ون سنت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن