ترجمه "wątroba" به فارسی

جگر, کبد بهترین ترجمه های "wątroba" به فارسی هستند.

wątroba noun feminine دستور زبان

anat. duży, wielofunkcyjny gruczoł występujący u wszystkich kręgowców, a także u niektórych innych zwierząt; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جگر

    noun

    anat. duży, wielofunkcyjny gruczoł występujący u wszystkich kręgowców, a także u niektórych innych zwierząt;

    Rozprzestrzenia się od głównych naczyń krwionośnych do wątroby, przepony, osierdzia, może nawet serca.

    اين از رگهاي اصلي جگر گسترش پيدا کرده ديافراگم ، غشا خارجي قلب ، و حتي قلب

  • کبد

    noun

    anat. duży, wielofunkcyjny gruczoł występujący u wszystkich kręgowców, a także u niektórych innych zwierząt; [..]

    Ale witamina D jest przetwarzana zarówno przez wątrobę jak i nerki.

    اما ويتامين دي هم توسط کبد و هم کليه ها مصرف ميشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wątroba " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Wątroba Proper noun noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

"Wątroba" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wątroba در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "wątroba"

عباراتی شبیه به "wątroba" با ترجمه به فارسی

  • پیوند کبد
  • التهاب كيسه صفرا · بیماریهای کبد · سيروز كبدي · سیروز · هپاتوزیس
  • آزمونهاي كاركردي كبد
  • التهاب كيسه صفرا · بیماریهای کبد · بیماریهای کبدی · سيروز كبدي · هپاتوزیس
  • احشا · جگر به عنوان غذا · ريه به عنوان غذا · زبان به عنوان غذا · شكمبه به عنوان غذا · قلب به عنوان غذا · كليه به عنوان غذا · مغز به عنوان غذا
  • نارسایی کبد
  • التهاب کبد · تورم کبد · هپاتیت
  • ويروس آدنو-وابسته · ويروس هپاتيت غاز · پاروویریده
اضافه کردن

ترجمه های "wątroba" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه