ترجمه "w." به فارسی
گره ترجمه "w." به فارسی است.
w.
noun
دستور زبان
= wiek [..]
-
گره
nounWidziałem przełomy w sprawach, gdzie było mniej informacji.
ببين ، من ديدم که خيلي از پرونده ها با يه همچين چيزي گره شون باز ميشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " w. " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "w." با ترجمه به فارسی
-
كاشت سبدي · كاشت مخزني · كاشت گلداني · نهالکاری آوندی · نهالکاری در گلدان
-
مامور بازنویسی آدرس وارد شونده
-
جایزه نوبل فیزیک
-
چرخه زيستزمينشيميايي · چرخه غذايي در بومسازگانها · چرخهداربودن
-
خزانه کاشت · موجودی خزانه · گياهان خزانهای
-
جایزه نوبل اقتصاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن