ترجمه "wada" به فارسی

عیوب, رذیلت, عیب بهترین ترجمه های "wada" به فارسی هستند.

wada noun feminine دستور زبان

ujemna cecha charakteru [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عیوب

    Dzieci z wrodzonymi wadami uważano za nieuleczalne i skazywano na egzystencję w nieludzkich warunkach.

    کودکان با عیوب مادرزادی برچسب غیرقابل درمان میگرفتند، و محکوم به زندگی در شرایط غیر انسانی بودند.

  • رذیلت

  • عیب

    noun

    I tą wielką wadą jest to, że dopóki to całe uczenie naprawdę nie zajdzie, będziesz bezradny.

    و اون یک عیب بزرگ اينه که تا زمانی که شما درواقع تمام اون یادگیری را بتواني انجام بدی بدون كمك هستي.

  • ترجمه های کمتر

    • فساد
    • کاستی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wada " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wada" با ترجمه به فارسی

  • معوج شدن · ناهنجاريهاي چوب · نقایص چوب
  • اختلالات ژنتیکی · بيماريهاي وراثتي · ناهنجارهای ژنتیکی · ناهنجاريهاي مادرزادي · نقایص ژنتیکی
  • کم بینایی
  • بیماری مادرزادی
اضافه کردن

ترجمه های "wada" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه