ترجمه "wentylator" به فارسی

فن, فن الکتریکی, دستگاههای تهویه بهترین ترجمه های "wentylator" به فارسی هستند.

wentylator noun masculine دستور زبان

elektr. urządzenie w formie śmigła napędzanego silnikiem, wywołującego wiatr, stosowane do schładzania pomieszczeń, urządzeń elektrycznych lub w celu stworzenia sztucznego ciągu w kanałach wentylacyjnych, w piecach hutniczych itp.; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فن

    noun

    Dereck włączył wentylator w samochodzie - co było bardzo błyskotliwe.

    دِرِک موتور فن بخاری ماشین را روشن کرد -- کار بسیار خلاقانهاي بود.

  • فن الکتریکی

    noun
  • دستگاههای تهویه

  • ترجمه های کمتر

    • بادزن
    • دستگاه تهویه
    • هواكشها
    • ونتیلاتورها
    • پنکه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wentylator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Wentylator
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فن

    noun

    Dereck włączył wentylator w samochodzie - co było bardzo błyskotliwe.

    دِرِک موتور فن بخاری ماشین را روشن کرد -- کار بسیار خلاقانهاي بود.

تصاویر با "wentylator"

عباراتی شبیه به "wentylator" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "wentylator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه