ترجمه "whisky" به فارسی
ویسکی, ويسكي, ويسكيها بهترین ترجمه های "whisky" به فارسی هستند.
whisky
noun
feminine
دستور زبان
spoż. mocna, wytrawna wódka produkowana głównie ze słodu jęczmiennego i żyta, leżakująca w dębowych beczkach, kojarzona głównie ze Szkocją i Irlandią; [..]
-
ویسکی
nounJest to jeszcze trudniejsze w Edynburgu ponieważ trzeba policzyć całą whisky i tartan.
این کار در "ادینبرو" سخت تر است چون مجبورید همه انواع ویسکی و تارتان را هم نام ببرید.
-
ويسكي
Daj mi akta Harrego Lime'a, a panu Martinsowi whisky.
پرونده هري لايم رو بده به من و يه ويسكي بزرگ براي آقاي مارتينز بيار
-
ويسكيها
-
ترجمه های کمتر
- آراك
- برانديها
- جين
- رمها
- كنياك
- كوگناك
- مشروبات الکلی قوی
- مشروبات تقطيري
- ودكا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " whisky " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "whisky"
عباراتی شبیه به "whisky" با ترجمه به فارسی
-
ویسکی مخلوط
اضافه کردن مثال
اضافه کردن